تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد

بزرگترین آرزویم این بود که کوچکترین آرزوی تو باشم

 

ردی از عشق به روی دل من جا مانده

دهن درد به بلعیدن من وامانده

از گل سرخ بجویید که پرپر شده است

از گل یاس بگویید که تنها مانده

خسته ام می روم برسم، اما تا دریا

موج، هم خاطره ای است که از ما مانده

همه هستی خود را دادم پای عشق تو

عمر هم رفت ولی باز تمنا مانده

گرچه امروز هم انگار چو دیروز گذشت

باز می گفت کسی باش که فردا مانده

شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦ | ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ | محمدرضاهرمزی | نظرات () |

www . night Skin . ir