تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد

بزرگترین آرزویم این بود که کوچکترین آرزوی تو باشم

دست تو مقدسه مثل نماز عاشقاست

اسم تو نوازش لبهاي سرد و بي صداست

چي مي شد عشقا همه مثل تو آسموني بود

چشم تو دنيايي ازجنس محبت و وفاست

دست مهربون تو هديه اي از لطف خداست

همه نوازشات آرامش و صلح و صفاست

نفسا تازه ميشن وقتي که بوي تو مي ياد

هميشه نفس بکش عطر نفسهات کيمياست

تپشاي قلب تو قصه اي از راز و نياز عاشقاست

مثل دريا اگه پاكي اينم از معجزه هاست

هميشه واسم بخون ترانه هات اوج صداست

         دل من جوون مي شه وقتي صداتو مي شنوم 
شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦ | ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ | محمدرضاهرمزی | نظرات () |

www . night Skin . ir