تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد

بزرگترین آرزویم این بود که کوچکترین آرزوی تو باشم

 

 

رتو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق
تو مثل شبنم  عاشق و مثل دست سپیده پر از تولد نوری عشقی به روی پونه
تو مثل نم باران لطیف و پا ک و صبوری
تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته
تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم
تو مثل جذابه عشقی در انتظار رسید ن
گلی ز عاطفه چید ن در امتداد نوازش
تو مثل نغمه موجی غریب و آبی و ساده
شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده
مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت تو
تو مثل گریه شعری بروی صفحه غربت
تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی
هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی
پر از شکوفه خواندن تو مثل لطف بهاری
تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن
هستی مرا به نام صدا کن تو مثل هر چه که
وقت صبح دعا کن برای این دل سرگشته

 

 

شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦ | ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ | محمدرضاهرمزی | نظرات () |

www . night Skin . ir