تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد

بزرگترین آرزویم این بود که کوچکترین آرزوی تو باشم

>>> شایددیگه واسه گفتنش دیرشده گلم <<<

 

""

>>> لطفااین مطلب را تاآخربخوانید <<<

(((توجه)))

(((اسم ها مستعارمی باشند)))

 

84/1/1 ورودمحمدرضابه دانشگاه وتحصیل در رشته الکترونیک

دراین حین محمدرضابادختری آشنامیشود وآشنایی آنها به

عشق مبدل میشود86/12/20 درمقطع کاردانی تحصیلات

خودرابه اتمام رساند درتاریخ 87/4/18 محمدرضادرنیروی هوایی

 ارتش مشغول خدمت میشود 

89/1/14 ترخیص محمدرضاازخدمت سربازی

89/10/1 وضعیت بسیارنامناسب کشور ...نارضایتی مردم

 ازحکومت . شورشهای خیابانی . فقروفهشا.... 

90/10/2 محمدرضابرای دیدن نامزدش به دانشگاه میرود .

امادرشورشهای مردمی ونیروهای دولت درنزدیکی دانشگاه

 نامزدمحمدرضامورداثابت گلوله 

قرارمیگیردوجلوی چشمان محمدرضاکشته میشود

 محمدرضادردرگیری آن روز دستگیر و محکوم به یکسال زندان

 میشود.

او که قدرت کنارآمدن بامرگ نامزدش رانداشت وتنهاامیدزنده

ماندنش انتقام خون نامزدش بود. درتمام مدتیکه درزندان

بسرمیبرد فکرانتقام گرفتن خون نامزدش بودودراین مدت نقشه

 ای برای انتقام گرفتن ازسران بی عدالت کشورکشید.

محمدرضا وسه نفردیگر که هرکدام ازآنها به نوعی همدردش

بودند ودر ماجراهای جداگانه به اومی پیوندندماموریت ازبین بردن

سران بی عدالت کشوررابرعهده دارند.

 

 

>>> ساخت بازی یک گام تاآزادی <<<

 

>>> توجه <<<

 

>>> این تنهایک بازی نیست <<<

 

>>> تنهاچهره پلدسیاست مداران به ظاهر خوب کشور رانشان میدهد <<<

 

نفراول : محمدرضا فرمانده گروه دارای بردتخصصی الکترونیک

 ومخابرات.

نفردوم : الهام دانشجوی رشته نقشه برداری فوقلاده باهوش

 وزیرک تخصص طراح وبرنامه ریز 

الهام که بی گناه توسط ماموران دستگیرشده بود((الهام پدرخود رابه دلیل سیاسی بودنش ازدست داده بود)) 

نفرسوم : میلاد . دردرگیریهای خیابانی باماموران

دستگیرودرزندان بامحمدرضاآشنا می شود.

نفرچهارم : مسعوددانشجوی کامپیوتربرنامه نویس .نفوذگر

 وهکربسیار قدرتمند

بدلیل سوابق ((فعالیت دراین زمینه)) چندماهی درزندان بود

وپس از آزادشدنش برای امرار و معاش وهزینه تحصیل دست

فروشی می کرد.


 

>>> خلاصه ای ازداستان <<<

 

میلادومحمدرضاکه درشورشهای خیابانی دستگیر شدندودرزندان

باهم آشناشدندباهم پیمان برادری ویاری می

بندندمحمدرضاومیلاد بفکر نقشه ای برای رهایی از زندان

افتادند.آنهادربازیهای((مبارزات وحشیانه میان زندانیان)) که فقط

برای تفریح سرگرمی ولذت سران ترتیب داده میشد. زندانیان را

بجان هم می اندختند.آنها بایک درگیری ازقبل طرح ریزی شده

بین زندانیان وقتی مامورین با زندانیان درگیر می شوند تا اوضاع

راآرام کنند فرصت فرار را پیدا می کنند ودر یک فرصت مناسب

بااز پای دارآوردن چند مامورازمحل مبارزات بین زندانیان که بیرون

از زندان درجزیره ای درمحاصره ی مامورین انجام میشد فرارمی

 کنند. 

محمدرضا ومیلا پس از فرار دختری راکه توسط ماموران

 دستگیرشده بود نجات می دهند 

پس از نجات دادن دخترک یا الهام .الهام که ازهدف

 محمدرضاومیلاد باخبر شده بود 

به آنها پیوست. الهام برنامه ریز بسیارباهوش بود اوودوستش

 مسعودکه یک دست فروش بود اطلاعات

بسیارمهمی رادراختیارمحمدرضاومیلاد می گذارند.....

  

(((این چکیده ای از داستان بازی یک گام تا آزادی هستش)))

  

1.همانطورکه گفته شد این داستان نیست بلکه یک واقعیت

 هستش 

2.همانطورکه گفتم این تنها یک بازی نیست >>> بلکه شروع

یک جنگ نرم وهشداریکه پرده از چهره ی خیلی از سیاست

 گذاران کثیف برمیداره <<< 

3.ساخت این بازی درمراحل ابتدایی خود می باشد وبه زودی به اتمام

میرسد.

 

>>> امیدبه ایرانی آزاد <<<

 

دانلودکلیپ خداحافظ رفیق

 

دانلودکلیپ تصورکن سیاوش قمیشی اینو حتما ببینید

 

دانلودکلیپ پیچک ازابی

 

بعداز دانلود کلیپها وپس از نصبنرم افزار (((WINRAR))  

روی فایل دانلودشده کلیک راست کنید وگزینه ی (((EXTRACT HERE))) روانتخاب کنیدتاکلیپهاازحالت فشورده خارج شوند

 

توجه

 واسه اینکه بدونید چطور میشه کلیپهارو ازحالت فشوده خارج

کرد لطفا این عکس روببیندمنظورم این بود که روی

عکس کلیک کنید لینکها هم همه درسته وکارمیده موفق

باشید دوستان

دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ | ٥:۳٤ ‎ق.ظ | محمدرضاهرمزی | نظرات () |

www . night Skin . ir