تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد

بزرگترین آرزویم این بود که کوچکترین آرزوی تو باشم

قلب من می گه که هستی اماچشمام میگه نیستی

خیلی سخته باورم شه که توپیشم دیگه نیستی

بگو که هنوز چشاتو روبه عشق من نبستی

چشم من میگه تورفتی اماقلبم میگه هستی

حالاکه همش خیال بزاردستاتوبگیرم

بزارتو فرض محالم باتوباشم تا بمیرم

بزارعاشقت بمونم بزارعاشقت بمونم بزارعاشقت بمونم

حالاکه همش تورویاست نزاردلتنگت بمونم

مرگ بیداری برامن اینو خیلی خوب میدونم

بزارعاشقت بمونم بزارعاشقت بمونم بزارعاشقت بمونم

 

عشقم یادته می گفتی عاشق صدای گیتارتم.!

یادته می گفتی دوست دارم تاهمیشه صدای گیتارتوبشنوی ... یادته؟؟؟؟

بدونکه دیگه گیتارم هم بی صداشده...

وبه حرمت عشقمون تاهمیشه سکوت کرده!!؟

 

راستی این روزا دارم باخودم تمرین می کنم...

میدونم خوشت نمی یاداینو تووب بنویسم...

ولی هرچی سعی کردم توچشات زول بزنمو بهت بگم نتونستم...

آره گلم دارم دل بریدنو تمرین می کنم!!!!؟

نمیدونی ثانیه ای هزاربارتوامتحانش ردمیشم!!!!

اماخوب دیگه کم کم مک باید حقیقت روبپذیریم ....نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی خوبه گفتم حقیقت هنوزم یادته گفتی حقیقتاعشقمون پاک؟؟؟؟

پس چراهمه میگن حقیقت تلخه !!!!!

 منکه میگم تلختراز زندگی نیست؟؟؟؟؟؟

هرکاری کردم دلموراضی کنم دیگه بهت فکرنکنه ولی مگه میشه؟

گفته که میخواد همش توخاطراتت زنده باشه عزیزم!!!

هرچی میگم یک خاطره واسم رو می کنه؟

همش توروبیادم می یاره....

هرجای این شهررونگاه می کنم توجلوی چشامی...

بگوآخه من بایدبااین خاطراتت چکنم؟؟؟؟؟

نگوکه صبورباشم که دیگه صبری نمونده واسم...

توبگومن چکنم بااین دل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید بهتر خودت جواب دلمو بدی!!!

نکنه هنوز نفهمیده چی شد؟شایدم فکرمی کنه ایناهمش ی خوابه...

شایدم میدونه ولی میخوادتوناباوری سرکنه؟!!!!!!!!

نظرتوچیه؟؟؟؟؟؟؟

توبگی قلبمم مثل گیتارم به حرمت تووعشقمو سکوت میکنه!!!

گرچه خیلی وقته که قفل سکوتو به درش زده!!!!!!

تواماخبرنداری؟

بانوی من میدونم امشب عروسیته....

درسته خیلی اسرارکردی باشم...

امانتونستم قبول کنم...

گلم قلب من دیگه تحمل دیدن اینکه عشقش...

توی آغوش دیگری باشه رونداره...

خدایاخودت عشقموحفظ کن ...

خوشبختش کن خواهش میکنم....

امشب بگوچطوربایدسرکنم...

چطوراین دلموآرم کنم که اینهمه بهونتو نگیره...

قلب من زندگی روبی تونمیخواد...

پس چراازم قول گرفتی که همیشه میخوای منو تواوج ببینی؟؟؟؟

من بی تو چطورتواوج باشم؟؟؟

عشقم توبگومن چه کنم؟؟؟؟؟من چطورنبودت روبپذیرم؟؟؟؟؟؟؟

ذهنم یاری نمی کنه تااینجاشم به زور.....

چقدردوست داشتم تولباس عروس ببینمت...ولی افسوس...نشد

چی شدپس...... گلم چراهمه چیز یهو عوض شد......

سخته گفتنش اما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گل من باغچه ی نوت مبارک....!!!!!

 


یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ | ٦:٥۱ ‎ب.ظ | محمدرضاهرمزی | نظرات () |

www . night Skin . ir