تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد

بزرگترین آرزویم این بود که کوچکترین آرزوی تو باشم

از رفتن به اعماق نترس!سفر به درون با یک پرسش آغاز می شود.آیاخودم رامی شناسم"؟

"

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سروسامان نکنیم

خدايا؛

ذهنم پريشان است،

قلبم بي قراراست،

افكارم شوريده اند ودرمانده ام.

پس رشته زندگي ام را

به دست هاي امن تو مي سپارم

آنگاه توفان مي خوابدوآرامش تو،

حكم فرمامي شود

عاشق آن کسی باش که به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد

.

اي كاش گل بودي و من از باغها ميچيدمت

يا كه طلوعي بودي و از پنجره ميديدمت

اي كاش چشمانت ضريحي داشت چون رنگين كمان

هر وقت باران مي گرفت از دور مي بوسيدمت

 

 

 

 

شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٦ | ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ | محمدرضاهرمزی | نظرات () |

www . night Skin . ir