تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد

بزرگترین آرزویم این بود که کوچکترین آرزوی تو باشم

سپيده بودي واسه من


واسه شب و ستاره ها
رفتي ولي موندي هنوز
تو دفتر خاطره ها
هنوز توي اتاق من
عطر تو رو حس ميشه کرد
جاي تو خالي ومنم
همه وجودم شده درد
حالا ديگه ترانه هام
ترانه ي بي کسيه
حالا ديگه شباي من
شبهاي دلواپسيه
نمي دونم چرا دلت
از دل من جدا شده
رفتي و کار هر شبم
گريه ي بي صدا شده
کاشکي فقط يه روز بياي
واسه يه لحظه ديدنت
منتظرن چشماي من
منتظر رسيدنت
وقتي تو بودي آسمون
برام پراز ستاره بود
اومدنت براي من
يه فرصت دوباره بود
رفتي نمي دونم چرا
دادي منو به بي کسي
هيشکي مثل من نميشه
يه روز به حرفم ميرسي
يه روز ميشه دل خودت
بشه گرفتار کسي
هيشکي مثل من نميشه
يه روز به حرفم ميرسي
هنوز به ياد اون روزا
منتظرم تا که بياي

یکشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٦ | ۱:٥٦ ‎ق.ظ | محمدرضاهرمزی | نظرات () |

www . night Skin . ir