تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان پابرجاست وهرگزغروب نخواهدکرد

بزرگترین آرزویم این بود که کوچکترین آرزوی تو باشم

" به نام آنکه اگر حکم کند همه محکوميم "


خورشيد باش تا اگر نخواهي بر کسي نتابي ٬ نتواني !


&


ما خانه بدوشان غم سيلاب نداريم


&


کنم هر شب دعائي کز دلم بيرون رود مهرت


ولي آهسته مي گويم خدايا بي اثر باشد !


&


وقتي پرواز پرندگان را در آب


و شناي ماهيان را در آسمان ديدي


بدان که فراموشت کرده ام !


&


ياد آن روز


که در صفحه ي شطرنج دلت


شاه بودم و


با کيش رخت


مات شدم !


&


سنگ قبرم را نمي سازد کسي


مانده ام در کوچه هاي بي کسي


بهترين دوستم مرا از ياد برد


سوختم !


خاکسترم را باد برد ...


&


دوستي


يک نوع حادثه است


و


جدايي يک قانون است


پس بياييم قانون شکن و حادثه خيز باشيم !

یکشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٦ | ٢:٠٤ ‎ق.ظ | محمدرضاهرمزی | نظرات () |

www . night Skin . ir