درد بزرگی داشت

 

درد بزرگی داشت

بزرگترین ،دیوانه کننده ترین ومطلوب ترین درد...

دردعشق

زندگی می کرد ودرتب توانسوزاین درد...

می سوخت ومی لپید ،دربستراشکها

بخاطر درد بزرگی که داشت

ویکوقت که تصور می کرد،بخواب رفته است

او دیگردرتب شعله ها،خاکستر شده بود

اودیگرازآن خواب بیدار نشد...

بخاطردر بزرگی که داشت

11aiq0i.jpg=11aiq0i

/ 1 نظر / 11 بازدید
رها

افرين درسته درد بی درمونی ست اين درد عشق...ولی خيلی شيرينه خيلی