33axyz6.jpg

دست تو مقدسه مثل نماز عاشقاست

اسم تو نوازش لبهاي سرد و بي صداست

چي مي شد عشقا همه مثل تو آسموني بود

چشم تو دنيايي ازجنس محبت و وفاست

دست مهربون تو هديه اي از لطف خداست

همه نوازشات آرامش و صلح و صفاست

نفسا تازه ميشن وقتي که بوي تو مي ياد

هميشه نفس بکش عطر نفسهات کيمياست

تپشاي قلب تو قصه اي از راز و نياز عاشقاست

مثل دريا اگه پاكي اينم از معجزه هاست

هميشه واسم بخون ترانه هات اوج صداست

         دل من جوون مي شه وقتي صداتو مي شنوم 

/ 1 نظر / 16 بازدید
رها

خواندن را ،نوشتن را ، حتی ماندن را از یاد برده ام. اگر لبانم خاموش است ، دل فریاد سر داده که با من بمان تا بی تو از یاد نبرم زنده بودن را ..... تو گفتی هیچ وقت رد پای اشکهایم تا کلبه در در هم شکسته دلم دنبال نخواهی کرد. می خواهم برای همیشه در سیاهی سرخ ترین شقایق زمین بی نشان بمانم